ضربه ات کاری بود
دل من سخت شکست
و چه زشت به منو ناباوری من خندیدی
برو تا راحت تر تکه های دل خود را سر هم بند زنم
تا تو رفتی همه گفتند...
از دل برود هر انکه از دیده برفت
و به ناباوری و غصهء من خندیدن
اه.ای رفته سفر که دگر باز نخواهی برگشت
کاش می امدی و میدیدی
که در این عرصهء دنیای بزرگ
چه غم الوده جدایی هایی ست
و بدانی...
از دل نرود هر انکه از دیده برفت
.....................................
من نه عاشق هستم و
نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من،
من خودم هستم و تنهائی و یک حس غریب
که به صد عشق و هوس می ارزد...!
.....................................
من شکستم اری توشکستم دادی!!!