آخه دل من...

تا فهمیدی دوستت دارم دلم برات بازیچه شد
خواستم که نفرینت کنم اما دلم راضی نشد
طفلی دلم نمی دونست می خوای که اونو بشکنی
زیاده حرفای دلم خودت نخواستی بشنوی
چرا نخواستی بشنوی هق هقای شبونمو
چرا خواستی بشکنی منو دلو غرورمو
چی رو می خواستی ببینی؟؟؟اینکه دارم داغون میشم؟؟؟
من که بهت گفته بودم بمون واست بارون میشم
پس چرا رفتی از پیشم ،خیلی ساده
فکر نمی کردم که یه روز!!! تو منو تنها بذاری...
یادت میاد منو تو آتیشه عشقت میسوزوندی
منو با طعنه و حرفات جلو همه می کوبوندی
قلب مهربونه منو چه ساده زدی شکوندی
دیدی آخرشم رفتی و تنهام گذاشتی و نموندی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 15:14 توسط سعید
|