همیشه در آغاز نامه ام با تو سر در گم بوده ام
اما تا قلم به دست گرفته ام گویا ذره ذره وجودم از یاد تو به وجد آمده اند و برای راز و نیاز با تو از هم پیشی میگیرند
بار پروردگارا آیا به یاد داری آن جوان گنهکاری که پیامبرت تا از گناهی که او کرده خبر دار شد خشمگین شد و او را از خانه اش بیرون راند
به یاد داری آن جوان آنقدر گنهکار بود که پیامبر با آنهمه مهربانیش او را از خود دور کرد و گفت دور شو تا آتش تو مرا نیز نسوزانده
ای غفار الذنوب آن دیگری را هم به یاد داری؟
همان جوانی که به خاطر وجود او در میان یاران حضرت موسی از بارش باران رحمتت به آنها دریغ کردی؟
خدای من نصوح را به یاد داری ؟ همان جوانی که از روی هوس رانی لباس زنان به تن کرد و دلاک حمام زنانه شد تا شهوت رانی کند؟
شعوانه را نیز به یاد داری؟ همان زن بدکاره؟
علی را چه؟ علی گندابی؟ او نیز گنه کار بود؟
نبود؟ بود . خدایا بودند. ای ستار العیوب ای غفار الذنوب اینها همه گنهکار بودند . حال به یاد داری همه را بخشیدی ؟ به یاد داری چگونه در لحظه آخر و درست زمانی که قرار بر ریخته شدن آبرویشان و پرده برداری از گنهکاریشان بود به دادشان رسیدی؟ یا رب العالمین به یاد داری همه توبه کردند تو همه را به آغوش کشیدی؟ به یاد داری با ستار العیوب بودنت پرده بر گناهانشان کشیدی؟
حال مرا به خاطر بیاور
بنده گنهکارت
بر در خا نه ات آمده ام
آمده ام توبه کنم . آمده ام تا ببینم این ستار العیوب که پرده بر گناهان این گنهکاران کشیده مرا نیز در سایه لطفش پناه میدهد؟
آری خالق جهانیان همه پناه هایم را از دست داده ام پناهگاه هایی که برایم حکم قلعه داشتند اما با لرزه ای پوچ شدند و بر سرم خراب شدند
از همه بریده ام و به گدایی در خانه تو آمده ام
تو که مهربانتر از مادری مرا ببخش!
پیش تو رو سیاهم اما!
اما!!!!!!
اما پیش بندگانت رو سیاهم مکن!
می خواهم فریاد بزنم:
می خواهم به همه بگویم ای بندگان خدا من به این گفته پروردگارم ایمان آورده ام:
((
سوره انعام آیه 147: و پروردگار شما صاحب رحمتی وسیع است و عجله در عقوبت گناهکاران نمی کند.))
ای بندگان خدا با گفته هایتان نا امیدم نکنید!!!!!
خدای من بزرگتر از گناهان من است پس مرا خواهد بخشید!
العفو! العفو! العفو!!!!!!!!!